106مادامى كه دليلى برخلاف آن يعنى حرمت وجود نداشته باشد. و هيچ دليلى بر حرمت يا كراهت گريستن در سوگ اولياى الهى وجود ندارد، بلكه روايات متعددى وجود دارد كه مىتوان بر استحباب ورجحان گريه اقامه نمود. اينك به نمونههايى از گريستن در سوگ اولياى الهى اشاره مىكنيم:
1. گريستن حضرت آدم(ع) در سوگ هابيل
طبرى به سندش از على بن ابىطالب(ع) نقل كرده كه فرمود:
« لمّا
قتل ابن آدم اخاه بكاه آدم... » 1؛ «چون فرزند آدم را برادرش به قتل رسانيد، آدم بر او گريست...».
2. گريه يعقوب در فراق يوسف
طبرى در تفسير آيه (تَاللّٰهِ تَفْتَؤُا تَذْكُرُ يُوسُفَ حَتّٰى تَكُونَ حَرَضاً أَوْ تَكُونَ مِنَ الْهٰالِكِينَ) ؛ «گفتند: به خدا تو آنقدر ياد يوسف مىكنى تا در آستانۀ مرگ قرار گيرى، يا هلاك گردى» (يوسف: 85)، به سندش از حسن بصرى نقل كرده كه گفت:
كان منذ خرج يوسف من عند يعقوب إلي يوم رجع ثمانون سنة، لم يفارق الحزن قلبه، يبكي حتّي ذهب بصره، قال الحسن: والله ما علي الأرض يومئذ خليفة اكرم علي الله من يعقوب(ع) . 2
از زمانى كه حضرت يوسف از نزد يعقوب خارج شد تا روزى كه بازگشت، هشتاد سال طول كشيد. در اين هنگام حزن از دل يعقوب