763. اعتقاد به معاد؛ زيرا اعتقاد به وجود خدا و انبيا بدون اعتقاد به معاد، اعتقاد كامل نيست. در واقع، نبود معاد به معناى بيهوده بودن خلقت جهان و به دور از حكمت الهى است. در صورتى كه حكيمانه بودن خلقت، از صفات الهى است.
همچنين اگر كسى به حيات برزخى و ارتباط زندگان با مردگان كه در آيات مختلف قرآن كريم به آن اشاره شده استمعتقد نباشد، منكر آيات الهى و معتقدات اصيل دين شده است. وهابيان به حيات برزخى اشكال مىكنند و منكر حيات انبيا و اوليايندو معتقدند كه انسانها پس از مرگ نابود مىشوند و هيچگونه كار آمدى ندارند.
توحيد از ديدگاه وهابيت
از نظر وهابيت، شهادتين در تحقق توحيد كافى نيست، بلكه بايد افزون برآن، غير خدا هم نفى شود. محمد بن عبدالوهاب در كتاب توحيد در تفسير شهادتين به يك روايت از «انس» استناد مىكند كه پيامبر(صلى الله عليه و آله) فرمود: «كسى كه لاالهالاالله بگويد و تكفير كسانى را كند كه غير خدا را مىپرستند، مال و جانش محترم است و حساب او با خداست». اين مهمترين تقسير در معناى لاالهالاالله است. وى تلفظ به لاالهالاالله را موجب حرمت جان و مال نمىداند، بلكه معتقد است بايد انسان جز خدا را نخواند و براى او شريك قرار ندهد. افزون بر اينها به كفر غير خدايى كه پرستيده مىشود نيز اقرار كندو اگر شك كند يا اقرار نكند، مال و جان او در امان نيست. در واقع مقصود وى از استمداد از غيرخداوند، همان تبرك، توسل و شفاعت از اوليا و انبياست كه اين امور را مخالف توحيد