63ايمان كاملاً مشخص است. اركان اسلام را شهادتين، نماز، زكات، روزه و حج بيان كردهاند كه افزون بر اعتقاد به اين امور، ايمان به فرشتگان، پيامبران خدا، روز رستاخيز و قضا و قدر را شرط ايمان ذكر كردهاند. آنان با استفاده از آيات قرآن كريم جايگاه ايمان را در دل مىدانندو اسلام بدون ايمان را كافى نمىدانند. بنابراين اگر كسى به زبان اقرار كند، ولى تصديق قلبى و اطاعت در عمل نداشته باشد، مؤمن نيست.
در روايات شيعه، وقتى درباره فرق ميان اسلام و ايمان از ائمه(عليهم السلام) مىپرسند، امام مىفرمايد: «آرى، ايمان با اسلام همراه است، اما اسلام ممكن است همراه ايمان نباشد». وقتى راوى توضيح بيشتر مىخواهد، امام مىفرمايد: «اسلام همان ظاهر همه مردم است كه عبارت از شهادتين باشد كه خون آنان محترم و روابط زناشويى و ارث آنان جايز است، ولى ايمان، يعنى هدايت». 1
آنچه از عبارات شيعه و سنى بر مىآيد، اين است كه گاهى ايمان به همان معناى اسلام و گاهى جداى از اسلام ذكر شده است. آنجايى كه اسلام و ايمان را مجزا آوردهاند، اسلام را همان اقرار به شهادتين دانستهاند، ولى ايمان را افزون بر اقرار، به تصديق قلبى و باور درونى و عميق استناد دادهاند. بر همين اساس برخى علما مانند شيخ مفيد مىگويندكه ايمان غير از اسلام است. به هر مؤمنى مسلمان مىگويند، اما به هر مسلمانى مؤمن نمىگويند. ازاينرو وقتى اعراب نزد پيامبر(صلى الله عليه و آله)