226پس لازم نبوده است و ضرورتى نداشته است كه پيامبر(صلى الله عليه و آله) بخواهد با اصرار بنويسد. 1
درباره ناراضى بودن فاطمه(عليها السلام) از ابوبكر مىگويند: «وقتى خدا از ابوبكر راضى شده است، ناراحت شدن فاطمه به او ضررى نمىرساند». در جريان فدك، حضرت زهرا(عليها السلام) در پاسخ به ابوبكر، به آيه قرآن استناد مىكند كه حضرت زكريا از خدا فرزندى مىخواهد تا از او و آل او ارث ببرد. وهابيان مىگويند در شأن پيامبر خدا نيست كه از خدا فرزندى بخواهد كه از او ارث ببرد. افزون بر اينكه حضرت زكريا مالى نداشته است كه ارث برده شود.
آنان درباره آيه ديگرى كه از ارث سليمان از داود(عليهما السلام) سخن مىگويد، معتقدند سليمان از داود مال ارث نبرد، بلكه علم و حكمت ارث برد. براى توجيه اين سخن خود، آمار عجيبى را از زندگى حضرت داود مىآورند كه معلوم نيست از كدام سند است. آنان مىگويند حضرت داود، صد زن، سيصد كنيز و فرزندان زيادى داشت و به سليمان چيزى نمىرسيد. چگونه خداوند از اين همه فرزند، فقط سليمان را ذكر مىكند؟ معلوم مىشود مال نبوده است. 2
2. حذف و جابهجايي روايات
نمونه ديگر از دستبرد وهابيت، حذف رواياتى است كه در چاپهاى قبل برخى از كتابها وجود داشته است، ولى آن احاديث را در