204اين ملاك، آيات قرآن را تفسير و ترجمه مىكنند. آنان از هر آيهاى استفاده مىكنند تا اعمال ديگر مسلمانان را تخطئه كنند و از روايتى دفاع مىكنند كه آنان را به مقصودشان نزديك كند هرچند راويانش ضعيف، يا مقصود روايت، چيزى غير از نيت آنان باشد. رواياتى را نيز كه به ضرر آنان باشد، ساختگى معرفى مىكنند.
ملاك و مباني تكفير از سوي وهابيان
صدور فتاواى تكفير از سوى وهابيان براساس مبناى علمى و دقيق از كتاب و سنت نيست، بلكه حتى در بسيارى از موارد براساس شنيدههاست؛ براى مثال، بنباز كه فتوا به شرك اهل غلو، مانند زيديه و شيعه اماميه مىدهد، در نظريه بعدى خود اعتراف مىكند سند فتواى او بر اساس شنيدهها بوده است. 1
بنابراين مىتوان گفت كه وهابيان بدون توجه به ملاكهاى اسلام و كفر، به محض مشاهده عملى كه خوشايند آنان نيست، مخالفان خود را كافر مىخوانند. در صورتى كه ابن حزممىگويد:
عدهاى از علما معتقدند كه هيچ مسلمانى را نمىتوان براى عقيده يا فتوايىكافر يا فاسق دانست. هركس درباره چيزى اجتهاد كند و معتقد باشد آنچه او بدان رسيده حق است، مأجور است. البته اگر در واقع به حق رسيده باشد، دو اجر، و اگر از حق خطا كرده باشد، يك اجر براى او خواهد بود. اين نظر ابنابىليلى، امام ابوحنيفه، شافعى، سفيان ثورى و داود بن على