166كه از علم مطلق الهى نشئت بگيرد، خطا در آن راه ندارد و تنها راه سعادت انسان از طريق اين علم است.
همچنين قرآن كريم براى شناخت بهتر و شايستهترخداوند و آگاهى از ويژگىهاى پروردگار، سفارش مىكند تا با مراجعه به بندگان برگزيده خدا، به آن شناخت حقيقى برسند. ازاينرو مىفرمايد:
سُبْحٰانَ اللّٰهِ عَمّٰا يَصِفُونَ * إِلاّٰ عِبٰادَ اللّٰهِ الْمُخْلَصِينَ (صافات: 159 و 160)
خداوند منزه است از آنچه توصيف مىكنند، مگر بندگان مخلَص خدا.
در واقع با فهم مطلق بشر نيز نمىتوان خدا را آنگونه كه شايسته است، شناخت. مگر بندگان مخلَص كه مىتوان در شناخت خدا، به آنان اعتماد كرد.
حال سخن در اين است كه اهل ذكر چه كسانىاند؟ آيا فقط پيامبران الهىاند يا اوصياى آنان را هم شامل مىشود؟ به يقين، با وجود شواهد مسلم تاريخى، مسلمانان پس از پيامبر(صلى الله عليه و آله) به على بن ابىطالب(عليه السلام) مراجعه مىكردند تا مشكلات مهم را از طريق او حل كنند. اين دليل روشنى است كه اهل بيت پيامبر را مىتوان از اهل ذكر دانست؛ زيرا آنان همواره مرجع علمى مردم بودهاند.
با رجوع به روايات مشترك شيعه و سنى در مرجعيت علمى اهلبيت(عليهم السلام)، علت اين دستور الهى روشن مىشود؛ زيراپيامبر(صلى الله عليه و آله) فرمود:
« انا مدينة العلم وعلي بابها ». 1پس عالمترين شخص بعد از پيامبر(صلى الله عليه و آله) على بن