122سخن گفتن عاشيه با برادرش «عبدالرحمان بن ابىبكر» از موارد ديگرى است كه در منابع اهل سنت، بر شنيدن مردگان، بدان استناد شده است. عبدالرحمان در نزديكى مكه از دنيا رفت و او را در مكه دفن كردند. عايشه سر قبر برادر چنين مىگفت: «اى برادر! اگر وقت وفات تو حاضر بودم، تو را در همانجا دفن مىكردم و اگر آنجا حاضر بودم، حاجت آمدن نزد شما بار ديگر نبود». 1
با وجود چنين دلايلى است كه انديشمندان اسلامى تصريح به شنيدن مردگان كردهاند.
«شيخ محمود شلتوت» مىگويد:
آنچه از آثار دينى استفاده مىشود، اين است كه هنگام خروج روح از بدن، مرگ حاصل مىشود و او درحالىكه داراى ادراك است، باقى مىماند و مىشنود كسى كه بر او درود مىفرستد. زائران قبرش را مىشناسد و لذت نعمتها و درد عذاب را در عالم برزخ درك مىكند. 2
برخى نيز مىگويند براساس قرآن، «عزير» از مرده يا زنده بودن خودش اطلاعى نداشت. حتى از الاغ و آب و غذاى خودش بىخبر بود، تا چه رسد به مردمى كه از او حاجت مىخواهند. وقتى عزير از الاغ، آب، غذا و خواب خودش خبر نداشت، روشن است از كسى هم كه براى حاجتخواهى نزد او مىآيد خبر نخواهد داشت. 3