111قبض و بسط در مقامهايى است كه خداوند به بندگانش مىبخشد.
بايد دانست كه داستان حضرت عزير يكى از داستانهاى پيامبران الهى است كه خداوند آن را بيان كرده است. درحالىكه داستان هزاران پيامبر ديگر را نقل نكرده است. بنابراين به چه دليل اين مطلب، به تمامى انبيا نسبت داده مىشود. نه تنها هيچ دليل عقلى، قرآنى و روايى وجود ندارد كه تمامى پيامبران و رسولان پس از مرگ، دچار بىخبرى از اين عالماند، بلكه مستندات پيشين، حيات آگاهانه و احاطه وسيع انبيا به اين عالم را اثبات مىكند.
خداوند در قرآن بىخبرى حضرت عزير(عليه السلام) از اين دنيا را پس از مرگ بيان نمىكند، بلكه نشانه و قدرتش را در بازگشت جسمانى پس از مرگ، به بنده برگزيده خود يادآورى مىكند. حضرت عزير(عليه السلام) در ابتدا عرض مىكند: قٰالَ أَنّٰى يُحْيِي هٰذِهِ اللّٰهُ بَعْدَ مَوْتِهٰا ؛ «چگونه خدا اينها را پس از مرگ زنده مىكند؟» (بقره: 259)
حضرت ابراهيم(عليه السلام) نيز همين را از خداى خويش خواست: رَبِّ أَرِنِي كَيْفَ تُحْيِ الْمَوْتىٰ ؛ «پروردگارا! به من بنمايان چگونه مردگان را زنده مىكنى؟» (بقره: 260) خداوند متعال هم، زندگى دوباره را بهگونهاى به حضرت ابراهيم(عليه السلام) و بهگونهاى ديگر به حضرت عزير(عليه السلام) نشان داد. پس سخن در نشاندادن چگونه زندهكردن مردگان است، نه علم و آگاهى پس از مرگ حضرت عزير(عليه السلام).
آگاهى نداشتن انبيا به برخى از امور، گاهى به منظور تأديب آنان از سوى خداوند است تا ايشان را در مقام خودشان توجه دهد.خداوند به هيچيك از فرستادگان خودش اطمينان نداده است كه ايشان را در