120در جاى ديگرى از اين كتاب چنين مىخوانيم:
حاكم صاحب المختصر در كتاب المنتقى نوشته است: «ابوحنيفه هيچ فردى از اهل قبله را تكفير نكرد و رازى از كرخى و غير او همين اعتقاد را حكايت كرده است». 1
طحاوى در اينباره مىگويد: «ما هيچيك از اهل قبله را به سبب گناهش، مادامى كه آن را حلال نشمارد، تكفير نمىكنيم». 2
ابن قدامه مقدسى در كتاب لمعة الاعتقاد چنين نوشته است:
ما به ورود هيچ يك از اهل قبله به بهشت يا جهنم، جزم نداريم، مگر آنانى را كه پيامبر خدا(صلى الله عليه و آله ) اهل بهشت يا جهنم معرفى كرده است. براى نيكوكاران از اهل قبله، اميد خوبى داريم و از عاقبت گناهكاران ترسانيم و هيچيك از اهل قبله را به سبب گناهى كه مرتكب شدهاند، تكفير نمىكنيم و او را به سبب عملش از اسلام خارج نمىدانيم. 3
ابن عساكر در كتاب تبيين كذب المفترى رواياتى را نقل مىكند كه مفادش عدم جواز تكفير مسلمانان است كه در اينجا به سه روايت اشاره مىكنيم:
ابن عساكر روايتى را با سند خود از نافع نقل مىكند كه مردى به عبداللهبن عمر گفت: «همسايهاى دارم كه مرا به شرك متهم مىكند». عبدالله به او گفت: بگو: «لا اله الا الله تا او را تكذيب كرده باشى».
ابن عساكر از «سواربن شبيب اعرجى» نقل مىكند كه نزد عبدالله بن