111كامليه به كفرشان اعتقاد داشته باشيم.
هرچند ما صحابى بودن را فضيلتى بزرگ مىدانيم، اما تنها صحابى بودن را سبب معصوم بودن از خطا و اشتباه نمىدانيم. در بين صحابه، مانند ديگر مسلمانها، انسانهاى عادل، بزرگ و دانشمندى وجود دارند؛ همانطور كه افراد ستمگر و منافق بين آنان هست.
ما گروه اول را در دنيا و آخرت دوست مىداريم. ولى براى كسانى كه با وصى و جانشين پيامبر خدا(عليه السلام) به دشمنى برخاستند و عليه او شوريدند و افرادى كه مرتكب گناهان بزرگ شدند، مانند پسر هند جگرخوار، معاويه پسر ابوسفيان و پسر زن بدكاره، عمرو بن عاص و مروان بن حكم 1 و پسر زن چشم آبى، وليدبن عُقبه، مُسرف بن ارطاة 2 و مانند آنان، هيچ ارزش و مقامى قائل نيستيم و حديثشان را معتبر نمىدانيم. درباره صحابهاى كه مجهولالحالاند نيز توقف مىكنيم تا حالشان روشن شود. 3
همچنين شعبى مىگويد: «به ما دستور دادهاند كه طلحه و زبير را دوست بداريم؛ ولى شيعيان با آنان دشمنى مىكنند».
اين گفتار او نيز به دو علت باطل است:
اولاً: ما روايتى را با سند صحيح در كتابهاى اهل تسنن، نه در صحيح بخارى و مسلم و نه در سنن چهارگانه، نيافتيم كه به دوستى طلحه و زبير دستور داده باشد. به يقين اگر حديثى داشتند، نقل مىكردند.