90روايتهاى مربوط به آن را پذيرفتهاند و اخبارش را صحيح مىدانند - ابزارى براى ايجاد الفت و وحدت كلمه قرار دهد تا نقطهاى براى اتحاد و تجمع آرا باشد و درگيرىها و اختلافها را از ميان بردارد، به هر شيوهاى متوسل مىشود تا آن را رد كند و شبههانگيز جلوه دهد و مردم را از آن متنفر سازد. او به جاى دست گذاشتن روى نقاط مثبت اين موضوع، بر جنبههاى منفى آن و نيز جزئيات مورد اختلاف متمركز گشته و از اصل ثابت، قطعى و مورد اتفاق آن غفلت ورزيده است.
پيش از همه اينها، آيا مطرح كردن قضيه مهدى منتظر(عج) در چنين وقت و شرايطى كه بحرانها از هر سو امت اسلامى، بهويژه امت عرب را دربرگرفته، تلاش براى وحدت و اتحاد كلمه مسلمانان است؟!
3. غيبت نزد شيعه
از موضوعهايى كه ضد مسأله حضرت مهدى(عج) مطرح و مسلمانان را در التزام به آن دچار تفرقه و احاديثش را تخطئه مىكند، اين است كه مىگويند: «نظريه غيبت و رجعت نزد شيعه از افكار مشترك ميان يهود و نصاراست و جاى ترديد نيست كه تفكر شيعى از آن دو منبع تأثير پذيرفته است! زيرا بسيارى از غير اعراب و متدينان به اديان و فرهنگهاى پيشين زير لواى تشيع درآمدند تا زير پوشش تعصب نسبت به حقوق اهلبيت، خود را از سلطه حاكميت اعراب برهانند. پيشاپيش اين اشخاص هم عبدالله بن سبأ بود». 1
وجود امور مشترك ميان اديان آسمانى از امورى است كه هيچ