84بايد موضوع را تنها به ايران قديم نسبت دهيم، درحالىكه روميان، يهود و نصاراى حاضر در شام و فلسطين و سرزمين روم نيز در شمار ملتهاى شكست خورده بودند. وانگهى ايران قديم كه بر نسبت دادن جعل به آن تأكيد مىشود، در دوران جعل احاديث، يعنى سده دوم هجرى، شيعه نبودند. بلكه همه آنها سنى مذهب بوند. بنابراين، آيا مىشود بر اين پايه حكم كرد احاديثى كه آنان در فضايل صحابه نقل كردهاند، جعلى است؟ درحالىكه سرزمينهاى عربى، بهويژه شهرهاى بزرگ، پر از شيعه بود!
ايران در روزگار فتنه و پس از آن تا سده هفتم، سنى مذهب بود و پس از سده هفتم بود كه تشيع به صورت رسمى وارد ايران شد. درحالىكه تشيع از سدههاى نخست هجرى در ميان اعراب و سرزمينهاى عربى پراكنده شد. اينك، بايد ديد تا چه زمان نويسندگان اهل تسنن بر اين انبوه پندارهاى دروغين پاى مىفشارند و بىهيچ شرمى آنها را بازگو مىكنند. درحالىكه خورشيد اتهامات تعصبآميز و دروغ غروب كرده است، ولى آنان بىآنكه درباره نقلهاى پيشينيان خود و ابعاد آنها تأمل كنند، همان سخنها را تكرار مىكنند؟
اين مطلب روشن است و هر آزادهاى آن را تأييد مىكند كه در آن دسته از روايتهاى حضرت مهدى(عج) كه بهوسيله اهلسنت بيان شده است، مواردى وجود دارد كه «كعب الاحبار يهودى كه شمار بسيارى را خيره دانش خويش كرده، روايت كرده است... راويان ثقه نيز از او بهرهبردارى كرده و از مسأله امام مهدى(عج) نمايشگاهى براى مفاخر يهود برپا كردهاند». 1