76وابستگى و انتسابى به هيچ قدرت و عصبيتى جز علقه ربانى كه مقلدان وى را با او پيوند مىداد، نداشت. اما خداوند او را بر حكومتى پيروز كرد كه ريشهاى ايرانى داشت و با پيشرفتهترين شيوهها و بهگونهاى روشمند، ايرانىگرى را تبليغ مىكرد. با اين وجود، ملت مؤمن در كنار امام علوى ايستاد تا انقلاب به پيروزى رسيد.
سوم اينكه مهدى منتظر(عج) كسانى را دارد كه زمينه را براى حكومت وى فراهم مىسازند. درحالىكه از قوم و قبيله او نيستند؛ يعنى چنين نيست كه تنها در ميان قبيله خودش از آل ابوطالب و با پشتيبانى آنها ظهور كند. اين حقيقت از سوى بسيارى از احاديث مورد اتفاق طرفين تأييد مىشود.
چهارم اينكه، چنانچه احاديث مربوط به حضرت مهدى(عج) درست باشد، بايد از آنچه در متن آنها آمده است، پيروى كرد. اين احاديث دلالت دارد بر اينكه «مردى از اهلبيت ظهور مىكند و مردم را به رشد و هدايت فرا مىخواند و «كلمة الله» را روى كره زمين حاكم مىسازد. ولى اينكه او به صورت خاص در ميان طالبيان ظهور مىكند، آنگونه كه ابن خلدون باور دارد، حجت نيست و در هيچ حديثى چنين چيزى نيامده و استدلال او دراينباره ضعيف است. ازاينرو، دليلى ندارد ما به نظر او ملتزم باشيم؛ زيرا اگر او به خدا و رسول ايمان داشت، بايد دست از اين نظريه سست خود برمىداشت و به آنچه در احاديث درست آمده است نيز پايبند بود.