110چيزى تواناست» 1، منافات دارد.
شمارى از پيامبران - كه انسانهايى طبيعى بودند - يا انسانهاى معمولى، عمرهاى طولانى داشتهاند؛ زيرا طول عمر به اراده خداوند است. شگفت اينجاست فردى كه خود را مسلمان مىخواند، اين قدرت را زشت مىشمرد و مسخره مىكند!
بنابراين، وقتى ادله اقامه شد بر اينكه حضرت مهدى(عج) به سال 255ه .ق به دنيا آمده و به هيچ روى ثابت نشده كه او مرده است و دهها حديث وارد شده است كه او عمرى بلند خواهد داشت، آيا اگر طول عمر ممكن بوده و واقعيت داشته باشد، باز هم اعتقاد به چنين چيزى مخالف قرآن يا سنت يا عقل است؟
در صورتى كه اعتقاد به حضرت مهدى(عج) و عمر طولانى او با روايات امامت منطبق باشد و مانع معطل ماندن اين امر خطير شود و انسانها با داشتن امام از مرگ جاهلى رهايى يابند، آيا جاى آن را ندارد كه انسانهاى خردمند آن را تحسين كنند و بپذيرند؟ ولى سلفىها اين عقيده را دستاويزى براى ريشخند، استهزا، دشنام و بدگويى شيعيان مؤمن به خدا و قدرت او و رسول او و اخبارى كه درباره مهدى منتظر(عج) آمده است، قرار دادهاند.
از همه اينها كه بگذريم، اگر فرقهاى باشد كه به وجود حضرت مهدى(عج) با عمرى بلند و نيز به امامت او اعتقاد داشته باشد، به منكرانشان چه زيانى مىرسد؟ آيا اين اعتقاد با كتاب و سنت يا موضوعى