83گونهاى كه گويا با ما بوده است». پس والى همه آن دزدان را جمع كرد و همگى اقرار كردند. پس گردن همه آنان را زد. 1
پرده از چشم من برداشته شد
امام حسين(ع) هنگام جنگ، بعضى را مىكشت و از بعضى مىگذشت. سببش را پرسيدند، فرمود: «پرده از چشمم برداشته شده است؛ پس مىبينم نطفهها كه در صلبهاست تا روز قيامت. پس هر مردى كه در صلب او مؤمنى هست او را نمىكشم».
امام زين العابدين(ع) فرمود: «ديدم مردى را كه نيزه به پهلوى پدرم زد، امّا پدرم هيچ متعرض او نشد. چون امامت به من منتقل شد، دانستم كه در صلب اين كافر مردى بود كه محب ما اهل بيت عليهم السلام بود». 2
خدايا! به او در دنيا آتش را بچشان
روز عاشورا چون «ابن جويريه مزنى» آتش را در خندقها ديد، دست بر دست زد و فرياد كشيد: «اى حسين و اى ياران حسين! بشارت باد شما را به آتش دوزخ. به تحقيق كه شتاب كردهايد به آتش». امام(ع) فرمود: «اين مرد كيست كه اين سخن را مىگويد»؟ عرض كردند: «ابن
جويريه مزنى است». حضرت او را اينگونه نفرين كرد: «خداوندا! به او عذاب آتش را در دنيا بچشان».
در آن حال اسب آن معلون رميد و او را در همان خندق انداخت و