208
هديه امام زمان(عج)
«حسن بن فضل يمانى» مىگويد: «به سامرا آمدم. از ناحيه امام، كيسهاى كه در آن، چند دينار و دو پارچه بود، برايم رسيد. من آنها را بازگرداندم و با خود گفتم: منزلت من نزد آنان همين است! و تكبر مرا فرا گرفت. بعد پشيمان شدم و نامهاى نوشتم و عذرخواهى و استغفار كردم. در خلوت با خود گفتم: به خدا سوگند مىخورم كه اگر كيسه دينارها را به من بازگرداند، من آن را نمىگشايم و خرج نمىكنم تا اينكه نزد پدرم ببرم كه او از من داناتر است. از ناحيه امام به فرستاده [كه قبلاً كيسه را براى من آورده بود] پيام رسيد كه تو كار نادرستى كردى به او نگفتى، ما گاهى با دوستان و پيروان خود چنين مىكنيم و گاهى آنان از ما چنين چيزهايى مىخواهند تا بدان تبرك جويند. به من نيز پيام رسيد: تو خطا كردى كه هديه و احسان ما را نپذيرفتى و چون از خدا آمرزش خواستى، خداوند، تو را مىبخشايد و چون تصميم و نيت تو آن است كه در دينارها تصرف نكنى و در سفر نيز خرج نكنى، بنابراين، آنها را ديگر نفرستاديم، ولى دو پارچه را لازم دارى تا با آنها مُحرم شوى». 1
حواله امام(عج)
«علامه سلماسى» مىگويد كه در خدمت «علامه بحرالعلوم» به مكه معظّمه مشرف شديم. ايشان در مكه حوزه تدريس تشكيل مىداد. جود و