195خورشيد نمايان شد.
مردم از كار امام شگفتزده شدند. خليفه پرسيد: اى ابومحمّد! اين چه ماجرايى بود؟ فرمود: اين تكه استخوان، استخوان يكى از پيامبران است كه اين مرد از قبرشان به دست آورده است. هرگاه استخوان پيامبرى زير آسمان برهنه شود، باران مىبارد. آن را آزمودند و همان گونه يافتند كه حضرت فرموده بود. امام به منزل خويش در سامرا بازگشت، درحالىكه آن شبهه از ميان مردم رخت بربست و مسلمانان و خليفه شادمان بودند». 1
هدف خلقت
تاريخنگاران نقل مىكنند [در دوران كودكى امام حسن عسكرى (ع)] روزى شخصى بر ابومحمد عسكرى (ع) گذر كرد و ايشان را ديد كه كنار كودكان همبازى خود ايستاده است و مىگريد. آن شخص پنداشت ايشان به دليل نداشتن بازيچهاى كه دست كودكان ديگر است، مىگريد و با ايشان همبازى نمىشود. بنابراين گفت: «برايت بازيچهاى مىخرم تا بازى كنى». حضرت انكار كرد و گفت: «نه، ما را براى بازى نيافريدهاند...». آن مرد حيرت كرد و گفت: «پس براى چه آفريدهاند؟» گفت: «براى دانش و پرستش». آن شخص گفت: «از كجا اين را مىگويى؟» ايشان فرمود: «زيرا خداوند مىفرمايد: (أَ فَحَسِبْتُمْ أَنَّمٰا خَلَقْنٰاكُمْ عَبَثاً) ؛ «آيا پنداشتيد شما را به عبث آفريديم». (مؤمنون: 115) 2