174فرزندان فاطمه عليها السلام بر درندگان حرام شده است. او را در قفس درندگان بيندازيد. اگر از اولاد فاطمه باشد، آسيبى به او نمىرسد». به زن رو كردند و گفتند: «نظر تو چيست؟» زن دروغگو گفت: «او مىخواهد با اين كار، مرا از بين ببرد». امام فرمود: «اينجا جماعتى از فرزندان حسين(ع) هستند. هر كدام را كه مىخواهيد، بيازماييد». در اين لحظه همه ترسيدند و رنگ از رخسارها پريد و هيچ كس حاضر به انجام دادن چنين كارى نشد. متوكل در اين هنگام، موقعيت را بسيار مناسب ديد تا خود امام را داخل قفس بفرستد و با اين كار هم ايشان را [با توجيه خودش] به قتل برساند و هم كذب مدّعاى ايشان را به همگان بنماياند.
بنابراين، به امام رو كرد و گفت: «اى اباالحسن، چرا خود اين كار را نمىكنى؟» امام فرمود: «انتخاب با توست». گفت: «پس خودت انجام بده». حضرت بىدرنگ از جاى خود برخاست و داخل قفس درندگان گرسنهاى شد كه شش شير بزرگ در آن بودند. امام بىهيچگونه پروايى ميان قفس نشست. شيرها دور امام را گرفتند و زانو زدند و سرهايشان را به دست امام ماليدند. امام با آرامش، آن حيوانات را نوازش كرد و با اشارهاى به آنها فهماند كه در گوشهاى از قفس كنار هم بايستند. وزير متوكل گفت: «اين تصميم اصلاً درست نبود [و موجب آبروريزى ما شد]. زود بگوييد بيرون بيايد پيش از اينكه اين خبر انتشار يابد». متوكل گفت: «اى اباالحسن، ما قصد بدى در مورد تو نداشتيم. فقط مىخواستيم به آنچه گفتيد، يقين كنيم. حال مىخواهيم كه بيرون بياييد».