127حضرت در خيمهگاه خود بود. سلام كردم و نشستم. حضرت متوجّه من شد و فرمود: اى ابراهيم! ما دوست داريم كه بُردى به تو بدهيم تا كفن تو باشد. گفتم: بُردى داشتم كه گم شد. حضرت به غلامش فرمود تا بُردى به من دهد. وقتى بر آن نگريستم، ديدم مثل برد خودم است. گفتم: اين مثل برد من است؟ حضرت فرمود: بگير و خدا را شكر كن كه خدا دوباره به تو رساند». 1
خبر دادن كشته شدن نفس زكيه
پس از قيام و شهادت زيد، بنىهاشم از عباسى و علوى، جز امامصادق(ع) و تنى چند، بر بيعت «محمّد بن عبدالله بن حسن» گردن نهادند. بديهى است شركت عباسيان در اين قيام صرفاً به دليل استفاده از قيام محمّد در راستاى منافع و اهداف خود بود. امام صادق(ع) از همان آغاز با قيامشان مخالف بود و به آنان گوشزد مىكرد كه شما به حكومت نمىرسيد و محمّد كشته مىشود و بدينگونه آنان را از اين كار باز مىداشت.
منابع تاريخى، ماجراى بيعت علويان و عباسيان را با محمّد كه عبدالله او را «قائم آل محمّد» معرفى مىكرد، به تفصيل نوشتهاند، ولى خلاصه ماجرا اين است كه گروهى از بنىهاشم انجمنى در «ابواء» تشكيل دادند كه در آن ميان، چون سخن از حضور امام صادق(ع) به ميان آمد، عبدالله (پدر نفس زكيه) گفت: «او را اينجا نمىخواهيم كه مبادا او كار را بر شما