103
تصرف در ادراك
«ابوبصير» مىگويد: «با امام باقر(ع) در حال طواف خانه خدا بودم كه صداى ناله و انابه مردم به گوشم رسيد و گفتم: چه بسيارند حاجيان و چه بسيارند نالهزنان. امام فرمود: اى ابابصير، چه كمند حاجيان و چه بسيارند نالهزنان. دوست دارى درستى آنچه را گفتم، بدانى و با چشم خود ببينى؟ گفتم: سرور من، چطور ممكن است؟ فرمود: نزديكتر بيا. جلو آمدم. پس با دستش بر چشمانم كشيد و زير لب نيايشى كرد و چشمانم بينا شد. سپس فرمود: اى ابابصير، اكنون به حاجيان نگاه كن. خوب نگاه كردم، ديدم بيشتر مردم به صورت ميمون و خوك ديده مىشوند و مؤمنان در بين آنها چون نور در تاريكى آشكارند. گفتم: آرى، راست گفتى سرورم. چه كمند حاجيان و چه بسيارند نالهزنان...». 1
روزى امام باقر(ع) با گروهى از ياران خود سرگرم صحبت درباره موضوعى خاص بود كه مردى به نام «نَضر بن قرواش» وارد شد و جايى نشست كه مىتوانست صداى امام را بشنود. ياران امام ناراحت شدند و