69اين مذهب در نظر مىگيرند. بلكه هر كارى را كه از پيروان اين مذهب سر بزند، جز بر همان بدعتى كه لفظ و معنا و مفهومى جز بدعت حرام و ناپسند كه سرتا پا گمراهى است و فرجامى جز آتش ندارد، حمل نمىكنند!
در هرحال، اين تقسيمات به اقتضاى ضرورت عقلى و متون حديثى درست نيست؛ زيرا مفهوم بدعت به خودى خود واضح و تقسيمناپذير است و اساساً ممكن نيست هيچ استثنا يا تصحيحى در اين مفهوم راه يابد. بنابراين، بدعت، واردكردن چيزى در دين است كه در آن نبوده يا كم كردن چيزى از دين است كه در آن بوده است. پس چگونه ممكن است پارهاى از مصاديقِ اين مفهوم، خوب و موجب هدايت و پارهاى ديگر بد و موجب گمراهى باشد! درحالىكه نهى از بدعت در سخن پيامبر اكرم(ص) وارد شده است، آنجا كه فرمود: «هر بدعتى، گمراهى است». يا در كلامى ديگر از ايشان آمده است:
«إتَّبِعُوا وَ لاتَبْتَدِعُوا؛ فَقَدْ كُفِيتُم»؛ 1«فقط پيروى كنيد و از خود چيزى ابداع نكنيد كه به اندازه كافى دستورات به شما رسيده است».
حال بايد ديد چگونه اين تقسيم در فرمايش پيامبر جاى مىگيرد!