68ابن حزم مىگويد:
بدعت در دين، هر چيزى است كه در قرآن نيامده و از رسول خدا(ص) روايت نشده باشد. اما نوعى از بدعت هست كه پديد آورنده آن در اثر اين كار، صاحب اجر و پاداش نيز خواهد شد و نيت خير او در انجام اين بدعت بهعنوان عذر [موجه] از او پذيرفته خواهد شد. نوع ديگرى از بدعت نيز هست كه خوب است و پديد آورندهاش مستحق اجر و پاداش و آن بدعت، پديد آوردن كارى است كه اصل آن اباحه باشد؛ چنانكه از عمر نيز روايت شده [است] كه:
«نِعْمَتِ الْبِدعَةُ هَذِهِ» 1؛ «اين چه خوب بدعتى است»!
اين سخن عجيبتر از سخنان قبلى است كه بدعت به چند دسته تقسيم مىشود و آنگاه يك دسته خوب قلمداد مىشود و به پديدآورنده آن، اجر و ثواب تعلق مىگيرد كه البته همه اينها براى توجيه نماز تراويح به جماعت و رفع بدعتبودن از آن است با آنكه برخلاف شريعت است. سخن بدينجا پايان نمىپذيرد. بلكه پيشرفت ديگرى حاصل مىشود و بدعت در تقسيمات خود فراتر مىرود و احكام شرعى بر آن بار مىشود تا جايى كه «عزّالدين بن عبدالسلام» مىگويد: «بدعت بر پنج قسم است: واجب، حرام، مستحب، مكروه و مباح». 2
اين افراد، اين همه تقسيمبندى را براى توجيه اين كار (بدعتهاى خلفا) مىگويند. ولى هنگامىكه نوبت به يك مذهب اسلامى مىرسد كه به مذاق آنها خوش نمىآيد، نه جانب احتياط را رعايت مىكنند و نه هيچكدام از اقسام بدعت را كه خود، تقسيمكننده آن هستند، براى پيروان