62دوم، جمعكردن ميان معناى لغوى و معناى اصطلاحى بدعت؛ البته جمعكردنى آميخته با مغالطه و فريب و تحريفِ منظور شرع از بدعت؛ زيرا در حوزه علم لغت، بحث از حلال و حرام مطرح نيست و تنها بيان معنا و مفهوم كلمه يا اصطلاح يا عنوان مطرح است. ولى در حوزه شرع، براى هر كلمه بايد يكى از پنج عنوان: واجب، حرام، مستحب، مكروه و مباح را در نظر گرفت.
معانى لغوى كلمه بدعت عبارتند از:
بدع: احداث چيزى است كه از پيش نبوده است؛ چيزى كه نه در خارج وجود داشته و نه يادى از آن شده و نه كسى شناختى از آن داشته است.
بدع: ابتدا به ساخت چيزى است كه بدون الگوگرفتن از چيز مشابهى ساخته شده باشد.
ابداع: انشاء صنعتى است بدون الگوگرفتن يا تقليد از كس ديگر. 1
تا اينجا بدعت مشكلى ندارد، بلكه ممكن است نشانه خلاقيت و ابتكار و افتخارآفرينى باشد. ولى هنگامى كه اين بدعت و ابتكار و نوآورى در دايره دين مىآيد، اينچنين تعريف مىشود: «واردكردن سخن يا اعتقادى كه گوينده يا كسى كه به آن معتقد است، آن را از سنت صاحب شريعت استخراج نكرده باشد». يا اين تعريف: «بدعت، نوآورى در دين پس از تكميل آن و تمام چيزهايى است كه پس از پيامبر به دلخواه افراد ايجاد شده است». 2
ابنحجر هيثمى در مقام فرق ميان معناى لغوى و شرعى بدعت گفته است: «بدعت به لحاظ لغت نوآورى است و در شرع هر چيزى