55خارجشدن از اين دايره بىشك مقدمه پيمودن راه بدعت است؛ زيرا خارجشدن از دو حصار امن است:
نخست قرآن، همان كتاب معصومى كه خداى تعالى درباره آن فرموده است:
(وَ إِنَّهُ لَكِتٰابٌ عَزِيزٌ* لاٰ يَأْتِيهِ الْبٰاطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ لاٰ مِنْ خَلْفِهِ
تَنْزِيلٌ مِنْ حَكِيمٍ حَمِيدٍ) (فصلت: 41 و 42)
و به راستى كه آن كتابى ارجمند است، [كه] باطل [نه] از پيش روى آن و [نه] از پشت سر به سويش نمىآيد؛ وحى [نامه]اى است از حكيمى ستوده[صفات].
دوم، سيره پاك و برخوردار از عصمتِ خاتم پيامبران و سيد رسولان كه خداى تعالى دربارهاش مىفرمايد:
(مٰا ضَلَّ صٰاحِبُكُمْ وَ مٰا غَوىٰ* وَ مٰا يَنْطِقُ عَنِ الْهَوىٰ* إِنْ هُوَ إِلاّٰ وَحْيٌ يُوحىٰ) (نجم: 2 - 4)
[كه] يار شما نه گمراه شده و نه در نادانى مانده، و از سر هوس سخن نمىگويد، اين سخن به جز وحىاى كه بر او نازل شده [است] نيست.
به حكمت و لطف و مشيت الهى، خط نبوت از طريق امامت امتداد مىيابد. بنابراين، آنان نيز حافظ دين خداوند متعال هستند و دانش خود را از كتاب و سنت دريافت مىكنند.
براساس آنچه بيان شد، روشن است خروج از حد و مرزى كه خداى سبحان تعيين فرموده است، سبب و زمينهساز راه بدعتگذاران است. از اينرو معقول نيست سنت را به سنت نبوى و سنت صحابه تقسيم كنيم و سنت صحابه را حجتى شرعى بدانيم. درحالىكه نه مستند به كتاب است و نه مستند به سنت!