51باطل و فصلالخطاب همه امور است و سنت شريف نبوى نيز چه به قول يا فعل يا تقرير باشد، سنتى الهى است كه از هر لغزش و خطا و سهو و فراموشى و اشتباه در امان است؛ اين، شريعتى است كه خداى متعال به پذيرش آن فرمان داده و از جايگاه عزتش اين بيان نازل شده است:
(يٰا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللّٰهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ لاٰ تُبْطِلُوا أَعْمٰالَكُمْ) (محمد: 33)
اى كسانى كه ايمان آوردهايد، خدا را اطاعت كنيد و از پيامبر [او نيز] اطاعت نماييد، و كردههاى خود را تباه مكنيد.
خداوند در آيه ديگرى نيز مىفرمايد:
(مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطٰاعَ اللّٰهَ وَ مَنْ تَوَلّٰى فَمٰا أَرْسَلْنٰاكَ عَلَيْهِمْ حَفِيظاً) (نساء:80)
هر كس از پيامبر فرمان بَرَد، در حقيقت، خدا را فرمان برده [است]؛ و هر كس روىگردان شود، ما تو را بر ايشان نگهبان نفرستادهايم.
قرآن وحى الهى است كه حقايق و شرايع دين را بر ما آشكار مىسازد و سنت مطهر، عنايتى الهى است كه در ذات خود، معصوم و نگهبان شريعت از تحريف است؛ سنت، امينِ رسالت حقه الهى است و همگان بايد در برابر قرآن و سنت، هر دو، تسليم باشند كه در غير اين صورت، با در نظرگرفتن رأىها و نظريههاى افراد در برابر اين دو عنصر الهى و گرفتن سنت از راه غيرمعصوم كه سنت را در برابر قرآن قرار مىدهد، بدعتها ايجاد مىشود؛ زيرا غيرمعصوم در جايگاه خطا و اشتباه است و گاه مىشود كه دروغ بگويد، افترا ببندد و ادعاى باطلى كند. بنابراين، تسليم در برابر او، خود، سبب انحراف و پيروى از رأى و نظرش عامل بروز بدعتگذارى است. ولى پيشوايان و امامان معصوم(ع)