30بدعت نيست؛ چون در عموماتى همچون پناهدادن و اسكاندادن و كمككردن به مؤمنان داخل مىشود يا نوشتن كتابهاى علمى كه به دانشهاى شرعى ارتباط دارند و همچون پوشيدن لباسهايى كه پوشيدن آنها در زمان پيامبر اكرم(ص) مرسوم نبوده يا غذاهاى جديد و... كه همه داخل در عمومات حليت است و نهىاى درباره آنها وارد نشده است. البته اگر كسى كه اين نوع كارها را - كه به دليل داخلبودن در عمومات حلال است - انجام مىدهد، معتقد باشد كه كارش به صورت خاص نزد شارع مطلوبيتى دارد، كار او بدعت است؛ چه در اصل، بدعت بوده باشد يا در خصوص اين مورد. 1
«شيخ طريحى» در تعريف و سبب نامگذارى بدعت مىنويسد:
بدعت نوآورى در دين است؛ كارى كه ريشه در كتاب و سنت نداشته باشد و بدان سبب بدعت نام گرفته كه پايهگذار اين كار، آن را از جانب خود ابداع كرده است. 2
«سيد محسن امين عاملى» نيز معناى بدعت را اينگونه شرح مىدهد:
بدعت، داخلكردن چيزى در دين است كه در دين نبوده باشد؛ مانند مباحدانستن يك كار حرام؛ حرامدانستن يك كار مباح؛ واجبدانستن كارى كه واجب نيست يا مستحبدانستن كارى كه مستحب نيست و امثال اينها؛ چه اين بدعت در سه قرن اوليه اسلام بنا نهاده شده باشد يا بعد از آن و اختصاصدادن بدعت به مواردى كه بعد از سه قرن اول ايجاد شده، دليلى ندارد. 3
با توجه به نكتههاى بيان شده، مىتوان گفت بدعت عبارت است از: دخل و تصرفدر دين، چه در حيطه اعتقاد و چه در مقام تشريع؛ به اين