153آمده و در آن نماز مىگزاردند، اما چون اين خبر به گوش پيامبر اكرم(ص) رسيد، آنها را از اين كار نهى فرمود.
4. نمونههاى ديگرى از بدعت
نمونههاى ديگرى نيز از بدعت وجود دارد كه بهعنوان سنت پذيرفته شده است. اينك براى تكميل بحث به صورت خلاصه به برخى از آنها اشاره مىكنيم:
الف) شستن دو پا در وضو به جاى مسح كردن بر آنها كه در قرآن و سنت آمده است. در حديثى از انس بن مالك نقل شده [است]:
حجاج بن يوسف ثقفى در يكى از خطبههاى خود گفت: «صورت و دستهاى خود را بشوييد و سر و پاى خود را مسح كنيد، اما قطعاً نزديكترين عضو انسان به محل كثافت، پاهاى او است؛ پس پاهاى خود را بشوييد؛ كف پا، روى پا و پاشنه پا». انس گويد: «راست گفت خداوند و دروغ گفت حجاج؛ چون خدا فرموده [است]: (وَ امْسَحُوا بِرُؤُسِكُمْ وَ أَرْجُلَكُمْ)؛ «و سر و پاهاى خودتان را مسح كنيد» (مائده:6) 1
ب) گفتن اذان سوم در روز جمعه كه همه اتفاق نظر دارند كه براى اولين بار توسط عثمان تشريع شد و قبل از آن نبوده است. 2
ج) ذكر اسامى خلفا در خطبه نماز جمعه.
همچنين بدعتهاى بسيار ديگرى نهاده شده است كه همه آنها جاى بحث و بررسى استدلالى دارد تا بتوان به نتايج روشنى دست يافت.