133بر سَرِ آن نيستم كه بيشتر از اين به بيان رواياتى بپردازيم كه تأكيد كننده اين نكته است كه عمر بن خطاب تنها كسى بود كه از متعه حج نهى كرد و اعلام كرد كه انجام دهنده آن را مُجازات خواهد كرد.
درحالىكه متعه حج، به اقرار و اعتراف خود او، بخشى از شريعت و سنتى از سنتهاى رسول اكرم(ص) بود و او (عمر) شخصاً به همراه رسول خدا(ص) اين كار را انجام داده بود و بعد از انجام دادن آن، انجامدهنده آن را به عقوبت تهديد كرده بود.
ب) موضع مسلمانان در برابر اين نهى
مسلمانان در برابر اين نهى صريح موضع گرفتند كه در اينجا به برخى از آنها اشاره مىكنيم.
مالك از محمد بن عبدالله نقل كرده كه او از سعد بن ابىوقّاص و ضحاك بن قيس در سالى كه معاوية بن ابىسفيان حج انجام مىداد، شنيد كه اين دو (سعد و ضحاك) درباره حج تمتع صحبت مىكردند و ضحاك بن قيس گفت: «حج تمتع انجام نمىدهد، مگر كسى كه به امر [دين] خداى تعالى نادان باشد»! سعد گفت: «اى برادرزاده، بد حرفى زدى»! ضحاك گفت: «همانا عمر بن خطاب از اين كار نهى كرده است». سعد گفت: «رسول خدا نيز به انجام اين كار مبادرت كرده و ما نيز به همراه ايشان چنين كرديم». 1
با دقت در اين سخن ضحاك كه گفت: «حج تمتع انجام نمىدهد، مگر كسى كه به امر [دين] خداى تعالى نادان باشد»، مىتوان به آثار سوء بدعت پى برد؛ زيرا حج تمتع از دستورهاى صريح خداوند در قرآن