110محبت، راه و روش متناسبى با زمان خود برگزينند. البته تا جايى كه با مبانى شرعى مخالفت نداشته باشد.
از همين مطالب، ميزان بىارتباط بودن سخنان «محمد بن عبدالسلام قُشَيرى» آشكار مىشود، آنجا كه مىگويد:
[جشن گرفتن ميلاد پيامبر(ص)] بدعتى ناشناخته و گمراهى است كه هيچ دليلى از شرع و عقل براى آن وارد نشده و اگر در اين روز خيرى بود، چگونه ابوبكر و عمر و عثمان و على و ساير صحابه و تابعين و تابعينِ تابعين و ائمه و پيروان آنها از آن غفلت كردهاند! 1
در تعصب او همين بس كه گويد: «هيچ دليل شرعى بر اين عمل وارد نشده [است]». در پاسخ وى بايد گفت: گويا كسى معتقد است اين جشن به اين شكلى كه امروز مرسوم است، بخشى از شريعت است تا او بخواهد اين مطلب را نفى كند.
عجيب اينكه برخى از همين افراد كه جشن گرفتن در ميلاد آن حضرت را بدعت مىدانند، از اين جهت است كه اين جشنها با برخى اعمال بدعتآلود همراه مىشود. به سخن «ابن الحاج» توجه كنيد:
و از جمله بدعتهايى كه آوردهاند - و گمان دارند اظهار شعائر است و از بزرگترين عبادتها محسوب مىشود - اين كارهايى است كه در ماه ربيعالاول در روز ميلاد انجام مىدهند كه دربردارنده بدعتها و محرمات فراوانى است. 2
اين در حالى است كه ما با هر كار حرامى كه از كسى در چنين مراسمى سر بزند، بهشدت مخالفيم. اما بديهى است كه صِرف