107يكديگر همكارى كنيد و در گناه و تعدى دستيار هم نشويد». (مائده: 2) دامنه همكارىها در زمانهاى گذشته، بسيار محدود بود؛ به گونهاى كه بيشترين گستره همكارى، به هميارى شمارى از اهالى يك شهر يا اعضاى يك قبيله معين با يكديگر محدود مىشد. حال اين كجا و همكارىهاى رايج در زمان ما كجا! مانند همكارى كشورهاى يك منطقه در اجراى طرحى سودمند براى مسلمانان يا برعكس؛ مشاركت آنان در سركوب حركتهاى اسلامى از ترس به خطر افتادن كرسىهاى قدرتشان!
اگر متعصبان اين مباحث را به صورت عميق بررسى كنند، شايد آتش خشمى كه بر ضد مسلمانان در سينه آنان زبانه مىكشد، قدرى فروكش كند؛ زيرا اينگونه اعمال، با دلايل عام از سوى شرع پشتيبانى مىشود، نه دليل خاص.
در تاريخ اسلام كسانى بودند كه - به دليل شفافيت ذهن يا داشتن ذوق ناب - به اين نتيجه رسيدند كه آنچه از صفات كماليه و جماليه خداى سبحان در كتاب و سنت وارد شده، تنها بهعنوان نمونه، براى مواردى است كه در اين منابع ذكر نشده است. پس هر مسلمان مىتواند پروردگار خود را با همه صفتهاى زيبا بخواند، حتى اگر آن صفات با همين حروف در كتاب و سنت وارد نشده باشد؛ براى مثال، «طبرانى» روايت مىكند: پيامبر اكرم(ص) بر اعرابى گذشتند كه در نماز خود اينگونه دعا مىكرد:
اى آنكه چشمان او را نبيند و فكرها در او راه نيابد و توصيفكنندگان او را توصيف نتوانند و حوادث او را دگرگون نسازد و از پيشامدها نترسد؛ او كه وزن كوهها، مقدار آب درياها، تعداد قطرات باران و برگ درختان را مىداند و نيز علم دارد به آنچه شب تاريكش كرده و