75عدهاى از سپاه به سوى خيمههاى آل الله به حركت درآمدند و ديدگان نگران امام به سوى خيمههاى زنان بود. آخرين توان خود را جمع كرد و درحالىكه سراسر بدن مقدسش را خون فراگرفته بود، فرياد زد:
وَيْلَكُمْ يَا شِيعَةَ آلِ أَبِى سُفْيَانَ إِنْ لَمْ يَكُنْ لَكُمْ دِينٌ وَ كُنْتُمْ لَا تَخَافُونَ المَعَادَ فَكُونُوا أَحْرَاراً فِى دُنْيَاكُمْ هَذِهِ وَ ارْجِعُوا إِلَى أَحْسَابِكُمْ إِنْ كُنْتُمْ عَرَباً كَمَا تَزْعُمُونَ.
واى بر شما پيروان خاندان ابوسفيان، اگر دين نداريد و از روز قيامت پروايى نداريد، در دنياى خود آزاده باشيد و به حسب و نسب خود بازگرديد، اگر گمان داريد عرب هستيد.
شمر گفت: «اى پسر فاطمه[عليها السلام ] چه مىگويى؟»
امام(ع) فرمود: «من و شما در جنگ هستيم، زنان گناهى ندارند؛ به اين گروه بگو تا زنده هستم به حرم من تعرض نكنند».
شمر درخواست امام را پذيرفت و نيروهاى غارت و جنايت از خيمهها فاصله گرفتند. اما هركس كه از راه مىرسيد با شمشير و نيزه ضربهاى به جسم شريف امام وارد مىساخت. 1