74 مىباريد و آن بزرگوار سينهاش را در مقابل آماج تيرها سپر مىكرد. امام در برخورد با اين ناجوانمردى علت اين كينه و دشمنى را جويا شد و پرسيد: «آيا من حقى را ترك كرده يا سنتى را تغيير دادهام يا شريعتى را تبديل كردهام؟»
بزرگان سپاه اموى گفتند: «اين نبرد، جزاى كينهاى است كه از پدر تو به دل داريم، از آنچه با پدران ما در روز بدر و حنين كرد». 1
امام كه ديگر توانش تحليل رفته بود و رمقى برايش نمانده بود، قصد كرد تا لحظهاى استراحت كند. اما سنگى بر پيشانىاش نشست و خون، رخساره و محاسنش را رنگين كرد خواست تا با لباس خود خونها را از چهره برگيرد كه تيرى سه شعبه بر سينهاش اصابت كرد؛
«بسم الله و بالله و على ملّةِ رسولِ الله».
امام تير سه شعبه را از پشت خود بيرون آورد و خون مانند ناودان جارى شد. با دست مشتى از خون دل الهىاش را به آسمان پاشيد و با مشتى ديگر محاسنش را رنگ خون كرد و فرمود: «در اين حال بمانم تا جدم رسول خدا را ملاقات كنم». 2