54
نماز عشق
در همين هنگام ديدگان عمرو بن عبدالله صائدى، كه وى را ابوثمامه مىناميدند، در جستوجوى خورشيدى بود كه در التهاب منظومۀ حسينى مىسوخت و حالا در مركز آسمان، وقت نماز را يادآور مىشد. او به امام نزديك شد و با احترام گفت: «فدايت شوم يا اباعبدالله(ع) ، اين جمعيت به ما نزديك شدهاند و به خدا سوگند، من بايد پيش از تو كشته شوم. اما مايلم در حالى خدا را ملاقات كنم كه با تو نماز خوانده باشم».
امام فرمود: «نماز را تذكر دادى، خداى تو را از نمازگزاران قرار دهد!» زهير بن قين و سعد بن عبدالله در برابر امام قرار گرفتند تا نماز با قامت و قيام حسين(ع) زينت يابد و امر حتمى الهى اقامه شود و چون تيرى به سوى امام پرتاب شد، سعيد بن عبدالله خود را در برابر آن قرار داد تا جان پاك و زلالش را كه رنگ خدا گرفته بود، به چلچراغ شهادت بيارايد. 1
با خاتمۀ نماز و گذر زمان، از تعداد پاسداران حريم ولايت كاسته مىشد. امام بار ديگر خطاب به اصحاب خود فرمود: «اى بزرگزادگان! پايدارى كنيد؛ مرگ مانند پلى