159من فرزند كسى هستم كه مانند تيرى از تيرهاى خدا براى منافقان و زبان حكمت بندگان خدا و يارى كنندۀ دين خدا و ولى امر او و بوستان حكمت الهى و حامل علم خدا بود.
او جوانمرد، سخاوتمند، نيكوكار، جامع خيرات، آقا، بزرگ، ابطحى، راضى به خواست خدا، پيشگام در مشكلات، صبور، هميشه روزهدار، پاكيزه از هر آلودگى و بسيار نمازگزار بود.
او كه رشتۀ اصلاب دشمنان را از هم گسست و شيرازۀ احزاب كفر را از هم پاشيد. او داراى قلبى ثابت و قدرتمند، ارادهاى استوار و محكم و عزمى راسخ بود و مانند شيرى شجاع وقتى نيزهها به هم درمىآويخت آنها را خرد و پراكنده مىساخت. او شير حجاز و بزرگ عراق از مكى و مدنى، حنفى، عقبى، بدرى، احدى، شجرى و مهاجرى 1 است كه در همۀ صحنهها حضور داشت. او سيد عرب و شير ميدان جنگ و وارث دو مشعر، پدر حسن(ع) و حسين(ع) ، جدم على بن ابىطالب(ع) است.
امام سجاد(ع) آنچنان با روحى سرشار از حماسه و عزت سخن مىگفت كه دستگاه اموى بيمناك شد و براى پرهيز از خشم مردم به مؤذن دستور داد كه اذان بگويد تا امام سكوت كند.