83 ونيز مىفرمايد:
(إِنّٰا هَدَيْنٰاهُ السَّبِيلَ إِمّٰا شٰاكِراً وَ إِمّٰا كَفُوراً) (انسان: 3)
ما راه را به او نشان داديم، خواه شاكر باشد (و پذيرا گردد) يا ناسپاس!
ونيز مىفرمايد:
(فَذَكِّرْ إِنَّمٰا أَنْتَ مُذَكِّرٌ* لَسْتَ عَلَيْهِمْ بِمُصَيْطِرٍ) (غاشيه:21 و22)
پس تذكّر ده كه تو فقط تذكّر دهندهاى! تو سلطهگر بر آنان نيستى كه (بر ايمان) مجبورشان كنى.
جوانان و خطر تكفيرگرايى
با مشاهده گروههاى تكفيرى پى برده مىشود كه بسيارى از پيروان آنان جوانانى هستند كه عالم و فقيه نبوده و در كارى كه وارد شدهاند خبرويت ندارند، بلكه عموماً افرادى عاطفى و احساسى هستند؛ لذا اينگونه افراد هنگامى كه با عوامل بيرونى به ظاهر تكفير مواجه مىشوند شديداً به فكر تكفيرى روى مىآورند. و بدين جهت وظيفه علما و مسئولان و معتمدان جامعه است تا با برخورد عاقلانه با آنان و توجيه و تحليل عقلانى مسايل، حالت اعتدال را در آنان زنده نمايند.
زيرا اينان يا جاهلاند و يا تنها به مطالعه برخى از كتابها خصوصاً كتابهاى افراد تندرو وهابيت پرداخته و يا با افراد افراطى آنان در ارتباط هستند. لذا درصدد تكفير ديگران برآمده و تنها خود را بر حق مىدانند و به اين هم اكتفا نكرده و دست به ترور و قتل و غارت ساير مسلمانان مىزنند با اين عنوان كه الآن عصر جاهليت است كه دوباره بازگشته