1842. قاضى ايجى مىگويد: «جمهور متكلمين وفقيهان بر اين امر اتفاق دارند كه نمىتوان احدى از اهل قبله را تكفير نمود...». 1
3. تفتازانى مىگويد: «مخالف حق از اهل قبله كافر نيست؛ مادامى كه ضرورتى از ضروريات دين را مخالفت نكند؛ مثل حدوث عالم، حشر اجساد». 2
4. ابن عابدين مىگويد:
در كلمات صاحبان مذاهب، تكفير ديگران بسيار مشاهده مىشود، ولى اينگونه تعبيرها از كلام فقهاى مجتهد نيست. ومعلوم است كه اعتبارى به غيرفقها نيست. 3
تكفيرگرايان وهابى در فهم حقيقت عوامل واسبابى كه انسان را از دايره اسلام خارج مىكند وموجب مىشود كه متصف به كفر گردد، به اشتباه وبىراهه رفتهاند.لذا بىجهت افرادى را متهم به كفر مىنمايند. آنان به حدى در اين امر افراط دارند كه در نتيجه قضاوتشان به جز اندكى از مسلمانان، كسى بر اسلام باقى نمىماند، كه مصداق بارز آنان در اين عصر وزمان وهابيان مىباشند. آنان گرچه به انگيزه امر به معروف ونهى از منكر چنين نسبتى را به مسلمانان مىدهند، ولى بايد بدانند كه در اداى اين فريضه، ملاحظه حكمت وموعظه حسنه ضرورت دارد؛ همانگونه كه خداوند متعال مىفرمايد:
(ادْعُ إِلىٰ سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَ جٰادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ) (نحل: 125)
با حكمت واندرز نيكو به راه پرودرگارت دعوت نما وبا آنها به روشى كه نيكوتر است استدلال ومناظره كن.