182آنچه از كلام امامان به دست مىآيد اينكه آنان بين لوازم آشكار وظاهر ولوازم مخفى -در عدم جواز انتساب به افراد- فرق نمىگذارند؛ زيرا انسان گاهى از لوازم قريب غافل است، بلكه غالب كلام انسان از لوازم آشكار است كه لزومش ثابت مىباشد. حال اگر نمىتوان كسى را به لوازم آشكار مؤاخذه كرد پس در لوازم خفى به طريق اولى نمىتوان انسان را مؤاخذه نمود.
وهابيت و مسلمانان
وهابيان جامعهاى را كه در آن كارهايى مىشود كه با افكار آنها سازگارى ندارد، جامعه جاهلى دانسته و صفات آن را كه از آن جمله شرك و كفر باشد بر آن مترتب مىكنند، با آنكه افراد در عصر جاهليت و نيز محيط در آن عصر و زمان، داراى حالات و خصوصياتى بوده كه هرگز آن خصوصيات در جامعه مسلمان كنونى يافت نمىشود. لذا نمىتوان آياتى كه در مذمت قوم جاهلى وارد و نازل شده را بر جامعه اسلامى و مسلمانان منطبق نمود.
مطابق روايات بسيارى كه از پيامبر (ص) رسيده واجب است كه حكم به اسلام كسى كنيم كه شهادتين را بر زبان جارى مىسازد گرچه در واقع و باطن اعتقاد ديگرى دارد.
از پيامبر (ص) نقل شده كه فرمود:
امرت ان اقاتل الناس حتّى يشهدوا أن لا إله إلاّ الله، و أنّ محمداً رسول الله (ص) ، فإذا قالوها فقد عصموا دماءهم و أموالهم... 1