155مطلبى در مورد خوارج زمان ما پيروان محمّد بن عبدالوهاب، گفته او در تعريف خوارج: (اصحاب پيامبر (ص) ما را تكفير مىكنند) دانستى كه اين (تكفير اصحاب)، در نامگذارى به خوارج شرط نيست، بلكه خارجى كسى است كه بر آقاى ما على[ عليه السلام ] خروج كرده است، وگرنه در مورد آنان كافى است اعتقادشان به كفر كسانى كه بر او خروج كردهاند، همانگونه كه در زمان ما درباره پيروان محمّد بن عبدالوهاب اتفاق افتاد، كسانى كه از نجد خروج كرده و بر حرمين غالب شدند و مذهب حنابله را به خود منتسب نمودند، ولى معتقد بودند كه تنها خودشان مسلمانند و هركس كه مخالف اعتقادشان باشد مشرك است، و از اين راه كشتن اهل سنت و علماى آنان را مباح دانستند، تا اينكه خداوند شوكت و ابهت آنان را خورد كرده و شهرهاى آنان را خراب نمود و در سال 1233 لشكر مسلمانان را بر آنان پيروز گردانيد.
4. شيخ احمد صاوى
شيخ احمد صاوى مالكى درباره محمّد بن عبدالوهاب در حاشيه خود بر تفسير جلالين مىنويسد:
وقيل: هذه الآية نزلت في الخوارج الذين يحرفون تأويل الكتاب و السنة و يستحلون بذلك دماء المسلمين و أموالهم، كما هو مشاهد الآن في نظائرهم، و هم فرقة بأرض الحجاز يقال لهم الوهابية يحسبون انّهم على شيء،
(أَلاٰ إِنَّهُمْ هُمُ الْكٰاذِبُونَ* اِسْتَحْوَذَ عَلَيْهِمُ الشَّيْطٰانُ فَأَنْسٰاهُمْ ذِكْرَ اللّٰهِ أُولٰئِكَ حِزْبُ الشَّيْطٰانِ أَلاٰ إِنَّ حِزْبَ الشَّيْطٰانِ هُمُ الْخٰاسِرُونَ)
نسأل الله الكريم ان يقطع دابرهم. 1