154تكفير كرده و كشتن آنان را حلال مىدانست. و گفته شده كه ديوانهاى در شهرى بود و از عادت او اين بود كه با هركه روبرو مىشد به صورتش مىكوبيد گرچه با اسلحه باشد. محمّد روزى به دست او شمشيرى داده و دستور داد تا بر برادرش سليمان كه در مسجد تنها بود وارد شود. او را داخل مسجد كرد، و چون شيخ سليمان آن مرد ديوانه را ديد و از او ترسيد در آن هنگام ديوانه شمشير را از دستش انداخت و شروع به سخن كرد كهاى سليمان! نترس، تو در امانى، و اين كلام را تكرار مىنمود. و شكى نيست كه اين قصه از كرامات او به حساب مىآيد.
3. ابن عابدين حنفى
ابن عابدين حنفى مىنويسد:
مطلب في اتباع ابن عبدالوهاب، الخوارج في زماننا. قوله: (و يكفرون اصحاب نبينا (ص) ) علمت انّ هذا غيرشرط في مسمّى الخوارج، بل هو بيان لمن خرجوا على سيدنا علي [ عليه السلام ] و إلاّ فيكفي فيهم اعتقادهم كفر من خرجوا عليه، كما وقع في زماننا في اتباع محمّد بن عبدالوهاب الذين خرجوا من نجد و تغلّبوا على الحرمين، و كانوا ينتحلون مذهب الحنابلة، لكنّهم اعتقدوا انّهم هم المسلمون و انّ من خالف اعتقادهم مشركون، و استباحوا بذلك قتل اهل السنة و قتل علمائهم حتّى كسر الله شوكتهم و خرّب بلادهم و ظفر بهم عساكر المسلمين عام ثلاث و ثلاثين و مائتين و الف. 1