137...من در آن وقت معناى لا اله الاّ الله را نمىدانستم ونيز دين اسلام را نمىفهميدم، قبل از اين خيرى كه خداوند آن را بر من منّت گذاشت. ونيز در بين مشايخم هيچكس وجود نداشت كه اين معنا را درك كند. پس هر كس از علماى منطقه "عارض" گمان كند كه معناى لا اله الاّ الله را فهميده ويا معناى اسلام را قبل از اين وقت شناخته، يا گمان كرده كه احدى از مشايخ اين معنا را فهميدهاند، دروغ وافترا بسته وامر را بر مردم مشتبه كرده است وخودش را به چيزى مدح كرده كه در او نيست.
از اين عبارت محمّد بن عبدالوهاب استفاده مىشود كه او معتقد به كفر تمام مردم قبل از خود ودعوتش بوده است، وتنها او بوده كه توحيد را آورده است. وقبل از دعوت او به توحيد، هيچكس معناى كلمه توحيد را نفهميده است.
محمّد بن عبدالوهاب در نامه خود خطاب به ابن عيسى كه بر او احتجاج كرده بود كه فقها غير از آن چيزى كه او فهميده، معتقدند اين آيه را در جواب او مىنويسد: (اتَّخَذُوا أَحْبٰارَهُمْ وَ رُهْبٰانَهُمْ أَرْبٰاباً مِنْ دُونِ اللّٰهِ)؛ (توبه: 31) «آنها دانشمندان و راهبان خويش را معبودهايى در برابر خدا قرار دادند» سپس مىگويد:
فسّرها رسول الله والأئمّة من بعده بهذا الّذي تسمونه (الفقه) وهو الّذي سمّاه الله شركاً واتخاذهم أرباباً لا أعلم بين المفسرين خلافاً في ذلك... 1
اين آيه را رسول خدا و پيشوايان بعد از او به همين چيزى كه شما اسم آن را "فقه" گذاشتهايد، تفسير كردهاند. واين فقه است كه