51
فاطمه(عليها السلام)
حضرت فاطمه زهرا(عليها السلام) بهقدرى عبادت مىكرد كه پاهايش ورم مىنمود.
حسن بصرى مىگويد:
ما كانَ فى هذهِ الْأُمَّةِ اعْبَدُ مِنْ فَاطِمة كانَتْ تَقُوم حَتّى تَورَّمَ قَدَماها. 1
عابدتر از فاطمه در ميان امت نمىتوان يافت؛ زيرا به حدى مشغول عبادت مىشد كه پاهايش ورم مىكرد.
امام حسن مجتبى(ع) مىفرمايد:
مادرم فاطمه(عليها السلام) را ديدم كه شب جمعه در محراب عبادت ايستاده است و پيوسته تا طليعه بامداد در ركوع و سجود بود. شنيدم كه مردان و زنان مؤمن را دعا مىكرد. آنان را نام مىبرد و در حقشان دعاى بسيار مىكرد، اما براى خود دعايى نداشت. به مادرم گفتم:
«يا امّاهْ لِمَ لا تَدْعُوَنَّ لِنَفْسِكَ كَمَا تَدْعُوَنَّ لِغَيْرِكَ فَقَالَتْ يَا بُنىَّ أَلْجارُ ثُمَّ الْدّارُ» 2؛ «مادر جان! چرا همانگونه كه براى ديگران دعا مىكنى براى خود دعا نمىكنى ؟ فرمود: پسرم [نخست] همسايه و سپس [اهل] خانه».
سيره عالمان و صالحان
عالمان وارستهاى كه به باطن عالم و معرفت عميق دست يافتهاند، بدون ترديد رسيدن به اين موفقيتها را مرهون نيايش و گريههاى نيمه شب مىدانند.