62
المُوْمِنُ أشَدُّ فِى دِينِهِ مِن الجِبالِ الرّاسيَةِ ...» 1؛ «مؤمن، در راه ديندارى خويش، از كوههاى استوار مقاومتر است...» .
موحد چه در پاى ريزى زَرش
چه شمشير هندى نهى بر سرش
اميد و هراسش نباشد ز كس
بر اين است بنياد توحيد و بس 2
چوبه دار، در زمين استوار نصب شده است و مأموران جلاد عبيداللهبن زياد، جناب ميثم را با طناب به قسمت بالاى آن مىبندند. تازه عمرو بن حريث، منظور كلام ميثم را متوجه مىشود كه گفته بود: «همسايه تو مىشوم، خوب همسايهدارى كن». وى به كنيز خود دستور مىدهد تا زير چوبه دار را جارو بزند، آبپاشى كند و بوى خوش پراكنده سازد! 3 بههرحال، همانطور كه امام على(ع) فرموده بود و ميثم نيز خود بارها تكرار كرده بود، مأموران بىرحم و دژخيم اموى، ميثم را به شيوه آن روز، با كمال بىشرمى و خشونت، با طناب به قسمت بالاى چوبهدار مىبندند، و در حضور جمع زيادى، دست و پاى او را قطع مىكنند.
خون از دست و پاى قطع شده ميثم سرازير مىشود و مردم تماشاچى، موافق و مخالف، آن صحنه را مىنگرند. ولى ميثم با صداى