60امام(ع) فرمود: «به خدا سوگند! تو را به دار خواهد زد و به قتل خواهد رسانيد».
ميثم گفت: «با وجود اين، صبر و مقاومت مىكنم؛ چون چنين زجر و جان دادنى در راه خدا بسيار اندك و ناچيز است».
آقا! اگر به عرش رسانم سرير فضل
مملوك اين جنابم و مسكين اين دَرم گر بركنم دل از تو و بردارم از تو مِهر آن مِهر بر كه افكنم، آن دل كجا بَرم؟ 1آنگاه امام على(ع) فرمود: «
يا مِيثمُ! إذَن تكُونُ مَعِى فِى دَرَجَتِيْ » 2؛ «اى ميثم! بنابراين در بهشت همراه من و كنار من خواهى بود». ميثم از آن پس، هركس را مىديد، گفتار على(ع) را بيان مىكرد و مكان شهادت و تنه درخت خرمايى را كه به وسيله آن جان خواهد سپرد، نشان مىداد تا از طرفى مقام و عظمت امام على(ع) را معرفى كرده باشد و از طرف ديگر نيز، خباثت، دنياخواهى، مقامپرستى و عمق جنايت كسانى را كه ادعاى حقطلبى و خدمت به مردم داشتند، افشا كند.
عبيدالله بن زياد هم مىكوشيد، به هر شكل ممكن، كارى كند كه پيشگويى امام(ع) درست درنيايد، تا بدينوسيله از مقام و صداقت آن حضرت، و نيز از ارادت و اطاعت ياران و پيروان او بكاهد! بدين علت، دستور داد آن درخت خرما را كه امام(ع) به عنوان چوبه دار به ميثم و ديگران نشان داده بود، قطع كنند، تا اين نشان باقى نماند. يكى از نجارها