59امّا وارد كردن بحث توسّل، در مسائل اعتقادى و آن را يكى از سببهاى شرك شمردن، بدعتى است كه مسلمانان به آن دچار شدند و شيوهاى است كه بذر دشمنى را ميان آنان كاشته است و سبب اختلاف برادر با برادر و پدر با فرزند، شده است. هركس نگاهى گذرا به دهها كتاب و رسالهاى كه برخى از معاصرين تأليف كردهاند، داشته باشد - كه سخن از «منهج اهل السنة و الجماعة» و «اصول اهل السنة» و «عقيدة الفرقة الناجية» و «العقيدة الصحيحة» و «مجمل اصول اهل السنة و الجماعة» و ... به ميان آورده است - ترس، وحشت و نابخردى را با هم مىبيند و بر انواع تندروىها آگاه مىگردد؛ چيزى نمانده كه اين تندروىها، تروخشك را با هم بسوزاند. شايسته است، اهل خرد، از زيان و خطرهاى اين افرادِ نابخرد كه در فكر ايجاد اختلاف ميان مسلمانان هستند، پرده بردارند.
انسان از كسانىكه يكى از اين دو ديدگاه را دارند، شگفت زده نمىشود؛ ولى زمانى شگفتى به نهايت مىرسد كه مىبيند صاحبان اين دو ديدگاه، خود را به حق مىدانند و حركت در جهت آن را واجب مىشمرند. آنها صاحب ديدگاه مقابل را بدعتگذار مىدانند و كنارهگيرى از چنين افرادى را واجب مىشمرند و...
شما را به خدا! كدام يك از دانشمندانِ مسلمان، چنين مسلكى را تأييد مىكند. مدتهاست بسيارى از بندگان شايسته خدا، به بدعتگذارى متهم شدهاند؛ اما تحقيق و بررسى نشان مىدهد كه آنان بر حقاند و در مقابل عدهاى نادان قرار دارند. بايد از چنين امورى كه اوضاع مسلمانان را تغيير داده به خدا شِكوِه كرد.