232نمودهاند. اين عمل به چند دليل، اشتباه و مغالطهاى روشن است.
1. فضيل بن غزوان در اينجا دخالتى ندارد.
2. يحيى بن ابوبُكَير را هنگام ترجيح، اخراج و او را در حاشيه كتاب قرار داده است و در قضيه مرفوع نقل كردن اين روايت، وى را به دو رفيقش ملحق نساخته است كه اين كار خود، عين بيهوده كارى است.
3. نام همه شش تنى كه اين روايت را به نحو مرفوع نقل كردهاند، نياورده است.
نمىدانم چرا اين افراد، شتابزده به تأليف مىپردازند؟ براى ادعاهاى پوچ و تُهى يا براى تجارت فنا شدنى؟ البانى با شگفتى در كتاب «ضعيفه»، درباره عطيه يا ابنمرزوق، ادعاى اضطراب 1 كرده؛ زيرا روايت، به صورت مرفوع و موقوف آمده است. اين گفته، اشتباه است، چون اضطراب در جايى متصور است كه همه جنبهها مساوى باشند و هرگاه مساوى باشند و مانند گذشته، امكان ترجيح وجود داشته باشد، اضطرابى در كار نيست. من نديدم كسى در مقام بحث و مناقشه درباره اين حديث، پيش از البانى چنين ادعايى كرده باشد.
اين حديث شاهدى دارد كه البانى از آن خرسند نخواهد بود.
ابوبكر بن سنى، در كتاب «عمل اليوم والليلة» 2 از ابن منيع، از حسن بن عرفه، از على بن ثابت جريرى، از وازع بن نافع عقيلى، از ابو سلمة بن