171دوم را خلاف مشهور مىداند و آن را حديثى مستقل مىشمرد؛ بلكه آن را اضافه مىداند كه اشتباهى آشكار است.
اهل دقت بايد بدانند كه اين دو حديث را بزّار جهت اختصار و عدم تكرار اسناد، به يك سند نقل كرده است و نظير اين كار در كتب روايى فراوان است كه براى چند حديث، يك سند مىآورند. اين مطلب روشن است و نياز به شرح و تفصيل ندارد.
حافظ سيوطى در دو كتاب جامع صغير و كبير خود، حديث نخست را در جايى و حديث دوم را در جاى ديگر نقل كرده است كه حاكى از دقت نظر و هوشمندى اوست.
البانى براى اظهار خرسندى از ادعاى خويش تصريح كرده است كه عبدالمجيدبن عبدالعزيز بن ابو رَوّاد، به سبب قدرت حافظه او، درباره وى خدشه شده است. هر چند برخى از علماى جرح و تعديل او را توثيق كردهاند؛ ولى ديگران وى را تضعيف نموده و برخى از آنان سبب تضعيف او را بيان كردهاند. البانى اين سخن را در «ضعيفه» 1 خود عنوان كرده است. گفته وى نشاندهنده ضعف عبدالمجيد است.
از آنجا كه عبدالمجيد فردى مورد اعتماد و از رجال سندهاى صحيح بخارى است، پنداشتم اينجا جاى حمايت از وى و بيان جنبه اعتماد اوست.
عبدالمجيد را ابن مَعين، احمد، ابوداود، نسايى، ابن شاهين و خليلى توثيق كرده و مورد اعتماد دانستهاند. بنابراين، فردى كه اين افراد، او را توثيق كنند و مسلم در صحيح خود به روايت وى استناد نمايد، از اين مرحله