84بردن نام او براى شما روا نباشد. عرض كردم: پس چگونه او را ذكر كنيم؟ فرمود: بگوييد حجت از آل محمد(ص).
«شيخ طوسى» نقل نموده است:
چهل مرد از شيعيان داراى وجاهت، در خانه امامحسن عسكرى(ع) جمع شدند تا از حجت بعد از ايشان سؤال كنند. «عثمان بنسعيد عمروى» قيام كرد و گفت: «اى پسر رسولخدا(ص)! مىخواهم از شما راجع به چيزى سؤال كنم كه شما نسبت به آن، از من عالمتر هستى». امامبه او فرمود: «اى عثمان! بنشين».
عثمان، ناراحت شد و خواست كه خارج شود. امامفرمود: «هيچكس خارج نشود». پس هيچ كس از ما خارج نشد. پس از لحظاتى، امامعسكرى(ع) عثمان را صدا كرد. عثمان، روى زانو ايستاد. امامفرمود: «آيا شما را خبر دهم كه براى چه آمدهايد؟» گفتند: «اى پسر رسولخدا! بله». امامفرمود: «آمدهايد تا از حجت بعد از من سؤال كنيد». گفتند: «آرى». در اين حال، پسرى كه مثل قرص ماه و شبيهترين مردم به ابىمحمد(ع) بود، وارد شد. امامحسن عسكرى(ع) فرمود: «اين پسر، پس از من، امامشما و جانشين من بر شماست. از او اطاعت كنيد و بعد از من متفرق نشويد كه در دينتان هلاك مىشويد. آگاه باشيد كه بعد از اين روز، شما او را نمىبينيد». 1
ب) روشنبودن ولادت حضرت نزد شيعه
اعتقاد به ولادت حضرت اماممهدى(عج)، انديشه مهدويت و پنهانبودن حضرت مهدى(عج) از ديدگان، نزد همه شيعيان امرى روشن و بديهى است. از همين رو، فرقه ناووسيه، امامصادق(ع) را همان امامپنهان مىدانستند. اما پس از وفات ايشان، اين دعوى باطل شد. «واقفيه» نيز ادعا مىكردند كه امامموسى بنجعفر(عليهما السلام)همان