261
13. چرا امامعلى(ع) در نامهاش به معاويه براى خلافت خود تنها به بيعت افراد با ابوبكر و عمر استدلال كرد و از ماجراى غدير سخن نگفت؟
امامعلى(ع) در آن نامه به «جدال احسن» با دشمن پرداخت؛ يعنى الزام خصم به چيزى كه به آن معتقد است و خود را بدان ملزم ميداند. بر پايه عقيده معاويه درباره خلفاى پيشين، اجتماع و اجماع مسلمانان بر خلافت يك نفر در مدينه، ديگر مسلمانان را به پيروى از او وامىداشت. حضرت استدلال مىكنند كه بنابر همين نگرش پذيرفته نزد شما (معاويه)، مسلمانان با من بيعت كردهاند و از اينرو، بايد به اطاعت درآيى و از فرمان حكومت مركزى سرنپيچى. قرآن كريم مىفرمايد: اُدْعُ إِلىٰ سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَ جٰادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنْ ضَلَّ عَنْ سَبِيلِهِ وَ هُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ (نحل: 125)
با حكمت و اندرز نيكو به راه پروردگارت دعوت نما و با آنها به روشى كه نيكوتر است، استدلال و مناظره كن! پروردگارت، از هركسى بهتر مىداند چه كسى از راه او گمراه شده است و او هدايتيافتگان را بهتر مىشناسد.
خداى سبحان در اين آيه مباركه سه روش را براى استدلال در برابر دشمن به مسلمانان ميآموزد:
الف) برهان و دليل علمى؛
ب) پند و اندرز و نصيحت؛
ج) جدل؛ يعنى استدلال كردن با مسلمات پذيرفته او.
بنابراين، امير مؤمنان(ع) با دشمن لجوج خود، به شيوه سوم سخن مىگويد و لحن