217از اردوگاه فراخوانده و از حركت سپاهش جلوگيرى كرده باشند.
پيامبر(ص) در همين روزها مىكوشيد كه سپاه اسامه را به شام روانه سازد. اما بيمارى وى چنان شدت يافت كه هنگام درافتادن بانگ بلال براى اداى نماز، توانايى برخاستن و حضور در مسجد و برگزارى نماز نداشت. پس بر آن شد تا براى اقامه نماز، كسى به جاى خويش بفرستد. درباره چگونگى برپايى اين نماز، كسى كه به امامت آن تعيين گرديد و شمار نمازهايى كه بدون حضور پيامبر برگزار شد، اختلاف است و خبرهاى گوناگونى وجود دارد. 1
بيشتر اين اخبار كه سندشان به عايشه مىرسد، بر اين دلالت مىكنند كه پيامبر(ص) فرمود: «كسى با مردم نماز بگزارد». 2 در روايتى نيز از ابنعباس چنين آمده است كه پيامبر(ص) در روز شدت يافتن بيمارىاش فرمود: «كسى پيش على فرستيد و او را فراخوانيد». عايشه پيشنهاد كرد كه كسى پيش ابوبكر فرستند و حفصه گفت كه كسى نزد عمر فرستند و همه پيش پيامبر(ص) گرد آمدند. پس پيامبر فرمود: «برويد، اگر به شما نياز داشته باشم، شما را فرامىخوانم». 3
برخى از علماى اهلسنت براى برجستهتر كردن ماجراى امامت ابوبكر به جاى پيامبر(ص) در نماز، آن را از ادله مهم شايستهتر بودن ابوبكر از اميرمؤمنان در خلافت دانسته و حتى گفتهاند كه پيامبر(ص) نيز در آن نماز به ابوبكر اقتدا كرد. 4 اين سخن مبالغهآميز حتى بر برخى از بزرگان اهلسنت گران آمده و دانشمندى مانند «ابوالفرج عبدالرحمان بنجوزى»، مفسر و فقيه بزرگ حنبلى را واداشته است كه كتابى به نام «آفة