57ايشان بهدرگاه خداوند اينگونه شكايت مىبرد:
اللَّهُمّ إنّي اسْتعديكَ عَلَى قُريشٍ فإنَّهم ظَلَموني حَقّي وَ غَصَبوني إرْثي. 1
خدايا! از ظلم قريش به تو شكايت مىكنم؛ زيرا آنان در حق من ظلم كردند و ميراث مرا غصب نمودند.
4. حقى كه بنا به صدها دليل از سوى خدا و رسول خدا(ص) اعلان و ابلاغ شده باشد، هيچگاه با حمايت نكردن مردم باطل نمىشود.
وقتى بنىاسرائيل در غياب حضرت موسى(ع) به گوسالهپرستى روى آوردند هارون(ع) آنها را از آن منع مىكرد، اما مردم نه تنها از او حمايت نكردند، بلكه مىخواستند او را بكشند: ( إِنَّ الْقَوْمَ اسْتَضْعَفُونِي وَ كٰادُوا يَقْتُلُونَنِي )؛ «اين گروه مرا در فشار گذاردند و ناتوان كردند و نزديك بود مرا بكشند». (اعراف: 150)
آيا مىتوان گفت: اگر حق با حضرت هارون بود، چرا اصحاب موسى از او حمايت نكردند؟
على(ع) از كدام حق غصب شده و ارث به غارت رفته شكايت مىكرد، اگر رسولخدا(ص) چنين حقى را براى او تعيين ننموده بود؟ چنين حقى چگونه براى على(ع) محقق شده بود؟
14. نقش على(ع) در ماجراى دوات و قلم
پيامبر(ص) پيش از وفاتش خواست براى اصحاب چيزى بنويسد كه پس از او گمراه نشوند، در اين هنگام عمر مانع نوشتن رسول خدا(ص) شد، چرا على[(ع)] در اين جريان اقدامى نكرد و چيزى نگفت؟...